شيوه بنى اميه و بنى عباس ، تا ظهور مهدى ( ع ) ادامه دارد
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار آخرالزمان»شيوه بنى اميه و بنى عباس ، تا ظهور مهدى ( ع ) ادامه دارد

شيوه بنى اميه و بنى عباس ، تا ظهور مهدى ( ع ) ادامه دارد

شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۶
امتیاز این گزینه
(4 آرا)

قابل ذكر است كه تمامى احاديث اين نكته را يادآور شده اند كه امام مهدى(عليه السلام)با امويان و عباسيان و نيز پيروان آنها مى جنگد . امام مهدى با شيوه امويان و عباسيان و پيروان آنها در ستمگرى به اهل بيت(عليهم السلام) و دشمنى با اهل بيت ، مبارزه مى كند .

 

دلايل و قرينه هاى معنوى و لفظى بسيارى بر اين مطلب يافت مى شود ، از جمله اينكه :

نعمانى  از على بن ابو حمزه آورده است : بين مكه و مدينه همراه ابوالحسن موسى بن جعفر(عليه السلام) بودم . روزى به من فرمود : اى على ! اگر آسمانيان و زمينيان بر ضد عباسيان خروج كنند ، زمين از خونشان آبيارى مى شود ، تا آن كه سفيانى خروج نمايد .

پرسيدم : مولايم : امر وى حتمى است ؟ فرمود : آرى . آن گاه پس از اندكى سكوت ، سربلند كرد و فرمود : سلطنت بنى عباس ، مكر و فريب بود و از بين مى رود ، آن قدر كه گفته شود : چيزى از آن باقى نمانده ، اما دوباره شيوه حكومت شان ايجاد مى شود ، آن قدر كه گفته شود : چيزى آن را از بين نبرده است ! به نقل از منبع اثبات الهداة 3/740 وبحار 52/250 .

نعمانى  از حسن بن جهم نقل مى كند : از رضا(عليه السلام) پرسيدم كه مى گويند سفيانى در حالى قيام مى كند كه سلطنت بنى عباس از بين رفته است ، فرمود : دروغ مى گويند . سفيانى در حالى قيام مى كند كه(راه و رسم) حكومت عباسيان پابرجاست . به نقل از آن بحار 52/251 وبشارة الاسلام /156 .

ارشاد  از عبد الله بن مغيره روايت كرده است كه ابوعبدالله(عليه السلام) فرمود : وقتى قائم آل محمد قيام كند ، پانصد نفر از قريش بر ضد وى قيام مى كنند كه امام گردن شان را مى زند . بعد پانصد نفر ديگر قيام مى كنند كه گردن شان آنها را هم مى زند ، دوباره پانصد نفر ديگر ! اين كار را شش بار انجام مى دهد .

پرسيدم : تعدادشان به اين اندازه مى رسد ؟ فرمود : آرى ، خودشان با پيروان شان (كه راه و رسم آنها را ادامه مى دهند .)

نعمانى از بشر بن غالب اسدى آورده است كه حسين بن على(عليه السلام) به من فرمود : اى بُشر ! وقتى قائم مهدى آيد ، گردن بازماندگان قريش كه پانصد مردند را مى زند و اعدام مى كند . بعد پانصد نفر ديگر مى آيند كه باز گردن شان را مى زند و نابودشان مى كند ، دوباره پانصد نفر ديگر ، كه باز گردن شان را مى زند !

از امام پرسيدم : آيا به اين تعداد مى رسند ؟ حسين بن على(عليه السلام) فرمود : پيرو هر قومى جزء آنان شمرده مى شود .

راوى مى گويد كه بشير بن غالب ( برادر بُشر بن غالب ) به من گفت : گواهى مى دهم حسين بن على(عليه السلام) براى برادرم تا شش بار مطلب را فرمود . روايت مختلف گزارش شده است . به نقل از الغيبه نعمانى ، اثبات الهداة 3/540 ( قسمت نخست روايت ) و بحار 52/349 .

الغيبه طوسى  از عبيد الله بن شريك ، در حديثى كه مختصر كرده ايم ، نقل مى كند : حسين(عليه السلام) بر گروهى از بنى اميه گذر كرد كه در مسجد الرسول نشسته بودند ، فرمود : به خدا دنيا سپرى نمى شود مگر اين كه خدا مردى از نسلم را برانگيزد كه هزار نفر از شما را بكشد ، دوباره هزار نفر را ، باز هزار نفر ديگر را .

راوى مى گويد : عرض كردم : فدايت شوم ! فرزندان اينها به اين تعداد نمى رسند ! فرمود : در آن زمان ، از صلب آدمى ، اين اندازه نفرات خواهد بود و پيروان هر قومى جزء آنانند . به نقل از منبع اثبات الهداة 3/505 وبحار 51/134 .

نعمانى  از امير مؤمنان(عليه السلام) آورده است : حكومت عباسيان سخت پايدار بوده و به راحتى از بين نمى رود . اگر تركان و ديلميان و سنديان و هنديان و بربر و طيلسان بر ضدشان متحد شوند ، نمى توانند آن را از بين ببرند ! پيوسته حكومت شان پايدار است تا هنگامى كه كارگزاران و دولتمردان شان ، از عباسيان جدا گردند و مخالفشان شوند و خدا بر آنان مردى نيرومند را مسلط كند كه از جا و مكانى (= خراسان) بيرون مى آيد كه از آن ديار حكومت بنى عباس آغاز شد(سلسله بنى عباس را ابو مسلم خراسانى بنيان نهاد و نابودى آن به دست سيد خراسانى است، بنابراين تأسيس و نابودى اين خاندان ، به دست خراسانيان است.) . وى بر هر شهرى بگذرد ، آن را فتح مى كند . هر پرچمى بر ضد وى برافراشته شود ، آن را سرنگون مى كند و هر نعمتى را (از چنگ بنى عباس به درمى آرد و )از بين مى برد . واى به حال آن كه با وى مخالفت كند ! همينطور خواهد بود تا پيروز گردد و پيروزى خود را به مردى از خاندانم ( مهدى ) واگذارد كه حق مى گويد و بدان عمل مى كند . ( عقد الدرر / 47 ) .

مقاتل الطالبين از چند راوى و به چندين عبارت ، از ابو عبيده نقل مى كند : وقتى حسن بن على(عليه السلام) با معاويه صلح كرد ، خدمتشان رسيدم . ديدم در آستانه در بود و گروهى هم پيرامونش بودند . گفتم : سلام بر تو ، اى كه مؤمنان را خوار كردى ! فرمود : عليك السلام ، اى سفيان ! از مركب پايين بيا ! پايين آمدم و مركبم را بستم ، آن گاه كنار امام نشستم .

فرمود : اى سفيان ، چه گفتى ؟! عرض كردم : گفتم : سلام بر تو كه مؤمنان را سرافكنده كردى ! فرمود : چه چيزى باعث شد كه اين را بگويى ؟! گفتم : پدر و مادرم فدايتان باد ! به خدا ! شما ، ما را سرافكنده كرديد ، با اين طغيانگر (= معاويه) صلح و بيعت كرديد و حكومت را به فردى ملعون فرزند ملعون ، زاده هند جگرخوار ، سپرديد ! در حالى كه صد هزار ياور داشتيد كه همگى حاضر بودند قربانى شما شوند و خدا مردم را به نفع شما گرد آورده بود !

فرمود : اى سفيان ! ما اهل بيتى هستيم كه وقتى حق را دانستيم ، بدان چنگ مى زنيم . شنيدم على(عليه السلام) فرمود كه از رسول خدا شنيدم : « شب ها و روزها سپرى نخواهد شد مگر آن كه امور امت ، به دست مردى مى افتد كه مقعدى بزرگ دارد و پُر خور است . مى خورد ولى سير نمى شود . خدا نظر رحمت به او نمى افكند و نمى ميرد مگر زمانى كه فرشته اى در آسمان نباشد كه برايش طلب آمرزش كند و نيز در زمين ياورى نداشته باشد » . وى معاويه است و من مى دانم كه خدا خواسته اش را انجام مى دهد .

در اين هنگام مؤذن اذان گفت و برخاستيم . فردى شير شتر را مى دوشيد ، امام ظرف شير را گرفت و ايستاده از آن نوشيد ، سپس به من داد . پياده به سوى مسجد رفتيم . امام به من فرمود : اى سفيان ! براى چه نزد ما آمدى ؟ عرض كردم : سوگند به خدايى كه محمد(صلى الله عليه وآله) را براى هدايت و دين حق برانگيخت ! دوستى شما مرا نزدتان كشاند !

فرمود : اى سفيان ، بشارت باد بر تو كه على(عليه السلام) فرمود كه از رسول خدا شنيدم : « هر كسى از امتم ، اهل بيتم را دوست بدارد ، مانند اين دو انگشت سبّابه ، كنار من در حوض كوثر خواهد بود » ... اى سفيان ، بر تو بشارت باد ! دنيا گنجايش نيكوكار و بدكار را دارد ، تا هنگامى كه خدا امام بر حقّى از آل محمد(صلى الله عليه وآله) برانگيزد ( كه بدكاران را از بين مى بَرد  ).

 

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی