روزنه هاى امید در تاریکی های آخرالزمان

روزنه هاى امید در تاریکی های آخرالزمان

سه شنبه ۲۶ فروردين ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۲۹
امتیاز این گزینه
(1 رای)

ابراهیم شفیعی سروستانی
در كنار روايت هاى فراوانی كه در زمینه ویژگی های منفی آخرالزمان، بیان فتنه ها و آشوب های گسترده و فراگیر این دوران و  نكوهش مردمان این عصر وارد شده است، با دو دسته  از روايات برخورد می کنیم که بارقه ای از امید را در دل انسان روشن می کنند و راه گریزی از فتنه های گمراه کننده این دوران را در پیش روی آدمی می گشایند. در دسته نخست از این روایات، گرو هى از اهل آخرالزمان به شدت ستايش شده اند، تا جايى كه از آنها به عنوان «برادران رسول خدا» ياد شده است و در دسته دوم، راه کارهایی برای در امان ماندن از فتنه های گمراه کننده این دوران ارائه شده است. در اینجا به نمونه هایی از این دو دسته روایات اشاره می کنیم.

 

الف. ستایش شدگان از اهل آخرالزمان
چنانکه گفته شد، در برخی از روایات از گرو هى از اهل آخرالزمان به خوبی یاد شده است؛  اين گروه نيستند، مگر كسانى كه با وجود همه سختى ها و دشوارى هاى این دوران و غيبت امام زمانشان، دين و ايمان خود را حفظ مى كنند و بر پيمان الهى خود ثابت قدم مى مانند. برخى از اين روايت ها به قرار زير است:

1. ابوبصير از ابوجعفر [امام محمدباقر ] كه درود خدا بر او باد، نقل مى كند كه فرمود:

قالَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و اله و سلم ذاتَ يَوْمٍ وَ عِنْدَهُ جَماعَةٌ مِنْ أَصْحابِهِ: «أَللّهُمَّ لَقِّنِي إِخْوانِي» مَرَّتَيْنِ. فَقالَ مَنْ حَوْلَهُ مِنْ أَصْحابِهِ: أَما نَحنُ إِخوانُكَ يا رَسُولَ اللّه ؟ فَقالَ: لا، إِنَّكُمْ أَصْحابِي، وَ إِخوانِي قَوْمٌ فِي آخِرِ الزَّمانِ آمَنُوا وَ لَمْ يَرَوْنِي، لَقَدْ عَرَّفَنِيَهُمُ اللّهُ بِأَسْمائِهِم وَ أَسْماءِ آبائِهِمْ وَ أَرْحامِ أُمَّهاتِهِمْ. لَأَحَدُهُمْ أَشَدُّ بَقِيَّةً عَلى دِينِهِ مِن خَرطِ القُتادِ (1) فِي اللَّيلَةِ الظَلْماء. أَو كَالقابِضِ عَلى جَمْرِ الغَضاءِ(2) أُولئِكَ مَصابِيحُ الدُّجى، يُنْجِيهُمُ اللّهُ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ غَبراءٍ مُظْلَمَةٍ.(3)

روزى پيامبر خدا ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ در حالى كه عدّه اى از يارانش نزد او بودند، فرمود: خداوندا! برادران مرا به من بنما! ايشان این سخن را دو مرتبه تكرار كردند. در اين هنگام گروهى از ياران كه گرد آن حضرت بودند، گفتند: اى پيامبر خدا! آيا ما برادران شما نيستيم؟ فرمود: نه. شما ياران من هستيد. برادران من قومى هستند [كه] در آخرالزمان [خواهند آمد]. آنها به من ايمان مى آورند، در حالى كه مرا نديده اند. خداوند آنها را با نام هايشان و نام های پدران و مادرانشان شناسانده است. هر يك از آنها بر دين خود پايدار مى ماند، در حالى كه اين عمل از دست كشيدن بر خارهاى گون در شب تاريك و در دست گرفتن آتش برافروخته از درخت گز دشوارتر است. ايشان چون چراغى فروزان در دل تاريك شب مى درخشند. خداوند آنها را از همه فتنه هاى تيره و تار در امان نگه مى دارد.

با توجه به اين روايت، به خوبى مى توان به مقام و جايگاه مؤمنان ثابت قدم در آخر الزمان پى برد.


2. در روایت دیگری، امام صادق علیه السلام   به واسطه اجداد طاهرین خود نقل می کند كه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم  به امام علی علیه السلام  فرمود:

يَا عَلِيُّ  وَ اعْلَمْ أَنَّ أَعْجَبَ  النَّاسِ  إِيمَاناً وَ أَعْظَمَهُمْ يَقِيناً قَوْمٌ يَكُونُونَ فِي آخِرِ الزَّمَانِ لَمْ يَلْحَقُوا النَّبِيَّ وَ حَجَبَتْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَى بَيَاضٍ.(4)

ای علی! بدان که عجیب ترین مردم از نظر ایمان و بزرگترین آنها از نظر یقین، قومی در آخرالزمان هستند که پیامبرشان را درک نکرده و حجتشان هم از دیدگان آنها پوشیده شده است، ولی آنها به نوشته ای بر روی کاغذ ایمان آورده اند.
3. در روايتى كه از امام سجادعلیه السلام نقل شده است، آن حضرت با پيش بينى دوران غيبت دوازدهمين امام از سلسله جانشينان پيامبر اكرم9، كسانى را كه در زمان غيبت، امامت اين امام را پذيرا مى شوند و در انتظار او به سر مى برند، برترين مردم همه زمان ها معرفى مى كند. امام سجادعلیه السلام، دليل اين برترى را اين مى داند كه براى آنها غيبت و حضور هيچ تفاوتى ندارد و همان وظايفى را كه در زمان حضور بايد انجام دهند، در زمان غيبت انجام مى دهند:

ثُمَّ تَمتَدُّ الغَيبَةُ بِوَليِّ اللّه  ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ اَلثانِيَ عَشَرَ مِن أَوصياءِ رَسولِ اللّه 9 وَ الأَئِمَّةِ مِن بَعدهِ. يا أَبا خالِدِ! إِنَّ أَهلَ زَمانِ غَيبَتِهِ، القائِلينَ بِإِمامَتِهِ وَ المُنتَظِرينَ لِظُهورِهِ أَفضَلُ مِن أَهلِ كُلَّ زَمانٍ؛ لِأَنّ اللّه  ـ تَباركَ و تَعالى ـ أَعطاهُم مِن العُقولِ وَالأَفهامِ وَالمَعرِفَةِ ما صارَت بِهِ الغَيبَةُ عِندَهُم بِمَنزِلَةِ المُشاهَدَةِ وَ جَعَلَهُم فِي ذلكَ الزَمانِ بِمَنزِلَةِ الُمجاهِدينَ بَينَ يَدىِ رَسولِ اللّه 9 بِالسَّيفِ. أولئِكَ الُمخلِصونَ حَقَّا وَ شَيعَتُنا صِدقا وَ الدُّعاةِ إِلى دينِ اللّه  ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ سِرّا وَ جَهْرا.(5)

غيبت دوازدهمين ولىّ خداوند صاحب عزت و جلال از سلسله جانشينان رسول خدا ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ و امامان پس از او به درازا مى كشد. اى اباخالد! آن گروه از مردم كه در زمان غيبت او امامتش را پذيرفته و منتظر ظهور اويند، برترين مردم همه زمان ها هستند؛ زيرا خداوند كه گرامى و بلندمرتبه است، چنان خِرَد، درك و شناختى به آنها ارزانى داشته كه غيبت [و حضور نداشتن امام] براى آنها همانند مشاهده [و حضور امام] است. خداوند، مردم اين زمان را مانند كسانى قرار داده است كه با شمشير در پيش گاه رسول خدا ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ جهاد مى كنند. آنها مخلصان واقعى، شيعيان راستين ما و دعوت كنندگان به سوى دين خدا در پنهان و آشكار هستند.

بنابراين، اگر «انتظار» را از مكتب شيعه بگيريم، تفاوت چندانى ميان اين مكتب و ديگر مكتب ها باقى نخواهد ماند. البته انتظار به همان مفهوم درست آن؛ يعنى اميد داشتن به ظهور و قيام عدالت گستر دوازدهمين امام معصوم از خاندان پيامبر اكرم9، همو كه در حال حاضر، حجت خدا، واسطه فيض الهى، زنده و شاهد و ناظر اعمال شيعيان خود و فريادرس آنها در گرفتارى ها است.

4. در چهارمین روايت، امام صادق علیه السلام  از دوران غيبت به عنوان «نزديك ترين حالت بندگان به خدا» ياد کرده و می فرماید:

أَقْرَبُ ما يَكُونُ الْعِبادُ مِنَ اللّهِ ـ جَلَّ ذِكْرُهُ ـ وَ أَرْضى ما يَكوُنُ عَنْهُمْ إِذا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللّهِ ـ جَلَّ وَ عَزَّ ـ وَ لَمْ يَظْهَرْ لَهُمْ وَ لَمْ يَعْلَمُوا مَكانَهُ وَ هُمْ فِي ذلِكَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ لَمْ تَبْطُلْ حُجَّةُ اللّهِ ـ جَلَّ ذِكْرُهُ ـ وَ لا مِيثاقُهُ، فَعِنْدَها فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَباحا وَ مَساءً، فَإِنَّ أَشَدَّ ما يَكُونَ غَضَبَ اللّهُ عَلى أَعْدائِهِ إِذا افْتَقَدُوا حُجَّتَهُ وَ لَمْ يَظْهَرْ لَهُمْ، قَدْ عَلِمَ أَنَّ أَوْلِيائَهُ لايَرْتابُونَ، وَلَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ يَرْتابُونَ ما غَيَّبَ حُجَّتَهُ عَنْهُمْ طَرَفَةَ عَيْنٍ....(6)

 

نزديك ترین حالت بندگان به خدا و رضایت بخش ترین وضعیت آنان، هنگامى است كه ایشان حجّت خدای عزّ و جلّ  را از دست بدهند و نه بر آنان آشکار شود و نه از جاى او باخبر شوند، در حالی که  باور دارند كه حجّت خدا هست و پيمان خدايى استوار است. در چنين روزگارى (روزگار غيبت) هر صبح و هر شام منتظر فرج باشيد. چون به هنگامى كه حجّت غايب باشد، خشم خدا بر دشمنان خود بيشتر است و خدا مى دانست كه اولياى او درباره حجّت او [اگر چه غايب باشد و غيبت او طولانى گردد] شك نمى كنند؛ اگر مى دانست كه شك مى كنند، يك چشم به هم زدن، حجّت خود را غايب نمى داشت....(7)

از اين روايت استفاده مى شود كه آخرالزمان و دوران غيبت در عين حالى كه مى تواند دوران هجران و نماد دورى از محبوب باشد، مى تواند فرصتى براى تقرّب بيشتر بندگان و كسب رضايت بيشتر خداوند باشد، ولى مشروط به آنكه ما در اعتقادمان ثابت قدم باشيم و در طريق كسب معرفت حجّت خدا بيشتر قدم نهيم.

ب. راه کارهای در امان ماندن از فتنه های آخرالزمان
آخرالزمان بر اساس بسیاری از روایات، دوران غلبه فتنه های گمراه کننده و تزلزل ایمان هاست. اما امامان معصوم برای در امان ماندن پیروان خود از این فتنه ها و تثبیت ایمان آنان راه کارهایی ارائه داده اند که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1. عبدالله بن سنان، يكى از ياران امام صادق علیه السلام نقل مى كند كه روزى آن حضرت خطاب به ما فرمود:

سَتُصِيبُكُمْ شُبْهَةٌ فَتَبقُونَ بِلا عَلَمٍ يُرى وَ لا إِمامٍ هُدىً، لايَنْجُو مِنْها إِلاّ مَن دَعا بِدُعاءِ الْغَريقِ.

به زودى شبهه اى به شما روى خواهد آورد و شما نه پرچمى خواهيد داشت كه ديده شود و نه امامى كه هدايت كند. تنها كسانى از اين شبهه نجات خواهند يافت كه «دعاى غريق» را بخوانند.
عرض كردم: دعاى غريق چگونه است؟

قال: تَقُولُ: يا اَللّهُ يا رَحْمنُ يا رَحيمُ يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلى دِينِكَ.(8)

فرمود: مى گويى: «اى خدا، اى بخشنده، اى بخشايشگر، اى كسى كه قلب ها را دگرگون مى سازى! قلب مرا بر دينت پايدار فرما».
آرى، در آخرالزمان و در دوران غريب غيبت، امواج شبهه و فتنه از هر سو رومى كند و انسان تا به خود بيايد، چون كشتى شكسته در دل درياى بيكران، حيران و سرگردان دست وپا مى زند، ولى هميشه روزنه اميدى هست كه اين غريق بى پناه را از ميان درياى فتنه و شبهه ها نجات بخشد. آن روزنه اميد چيزى نيست جز درخواست عاجزانه از خداى تعالى براى هدايت و رستگارى و تمسك خالصانه به ولايت امامان معصوم: .

2. بر اساس روايتى كه زرارة بن اعين از امام صادق علیه السلام نقل مى كند، آن حضرت پس از پيش گويى غيبت قائم علیه السلام در پاسخ اين پرسش زراره كه: «اگر آن زمان را درك كردم، چه عملى را پيشه خود سازم؟» مى فرمايد:

يا زُرارَةُ إِنْ أَدْرَكْتَ ذلِكَ الزَّمانَ فَأَدِمْ هذا الدُّعاءَ: «أَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ، أَللّهُمَّ عَرِّفْني رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْني رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ، أَللّهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَكَ، ضَلَلْتُ عَنْ ديني».(9)

اى زراره! اگر آن زمان را درك كردى پيوسته اين دعا را بخوان: «بار الها! خودت را به من بشناسان؛ كه اگر خودت را به من نشناسانى، پيامبرت را نخواهم شناخت. بار الها! فرستاده ات را به من بشناسان؛ كه اگر فرستاده ات را به من نشناسانى، حجت تو را نخواهم شناخت. بار الها! حجت خود را به من بشناسان؛ كه اگر حجتت را به من نشناسانى، از دينم گمراه مى شوم.

اين دعا با اندك تفاوتى، در يكى از توقيعات امام عصر علیه السلام نيز آمده است. (10)
از این روایت نیز به خوبی استفاده می شود که تنها راه برون رفت از فتنه های گمراه کننده آخرالزمان و نگهداشت ایمان و اعتقاد از دستبرد شیاطین جن و انسی که برای غارت ایمان و اعتقاد راستین پیروان اهل بیت: در کمین نشسته اند، توجه به خداوند متعال و درخواست خالصانه از او برای شناخت امام زمان و حجت دوران است.

3. امام حسن عسكرى علیه السلام نيز دعا براى تعجيل فرج را شرط رهايى از فتنه هاى دوران آخرالزمان و عصر غيبت دانسته است و مى فرمايد:

وَ اللّهِ لَيَغيبَنَّ غَيْبَةً لايَنْجُو فيها مِنَ الْهَلَكَةِ إِلاّ مَنْ ثَبَّتَهُ اللّهُ عَلَى الْقَولِ بِإِمامَتِهِ وَ وَفَّقَهُ [فيها]للدُّعاءِ بِتَعْجيلِ فَرَجِهِ.(11)

به خدا سوگند، [ او] غيبتى خواهد داشت كه در آن تنها كسانى از هلاكت نجات مى يابند كه خداوند آنها را بر قول به امامتش ثابت قدم داشته و در دعا براى تعجيل فرجش موفق كرده است.

این روایت ضمن هشدار به همه پیروان اهل بیت: و گوشزد نمودن امکان هلاکت و گمراهی در دوران آخرالزمان و عصر غیبت، همگان را به دعا برای تعجیل فرج  امام عصرعج به عنوان تنها راه-کار نجات از هلاکت و گمراهی در این دوران فرا می خواند.

امیدواریم خداوند متعال از سر فضل و کرم بی انتهای خود به همه ما توفیق عمل کردن به رهنمودهای ارزشمند حضرات معصومین: برای در امان ماندن از فتنه های آخرالزمان را عطا فرماید.

 

پی نوشت

1 . «خرط القتاد» كنايه از سختى و دشوارى كارى است. «خرط» به معناى دست كشيدن از بالاى شاخه تا پايان آن و «قتاد» به معناى گياه گَوَن است كه داراى خارهاى بسيار است. چون دست كشيدن بر شاخه هاى اين گياه و درآوردن خارهاى آن بسيار سخت و طاقت فرساست، عرب هر كار سختى را به اين عمل تشبيه كرده و اين جمله به صورت يك ضرب المثل درآمده است كه مى گويند: «دون هذا الأمر خرط القتاد؛ دست كشيدن بر شاخه هاى گَوَن از اين كار آسان تر است.» ر. ك: علی¬اکبر دهخدا،  لغت نامه دهخدا، ماده خرط؛ فرهنگ لاروس (عربى ـ فارسى)، ماده «خرط» و «قتاد».
2 . «جمر الغضاء» نيز كنايه از مشكل بودن كارى است. «جمر» به معناى اخگر و شعله هاى آتش و «غضاء» به معناى درخت شوره گز است. چوب اين درخت بسيار سخت و آتش آن بسيار سوزان است و ازاين رو عرب، كارهاى بسيار سخت و دشوار را به در دست گرفتن آتش برافروخته از چوب گز، تشبيه مى كند. ر.ك: همان، ماده «غضا».
3 . محمد¬باقر مجلسی، بحارالأنوار، ج 52، صص123 و 124، ح 8.
4 .  شیخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 1، باب 25، ص‌288، ح 8؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 125، ح 12.
5 . كمال الدين و تمام النعمة، ج 1، ص‌320؛ بحارالأنوار، ج 52، ص‌122، ح 4.
6 . محمد بن یعقوب کلینی، الكافي، ج 1، ص‌333، ح 1؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، باب 33، ص‌339، ح 16.
7 . ترجمه با استفاده از: محمدرضا حكيمى، خورشيد مغرب غيبت، انتظار، تكليف، چاپ اول: تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1362، ص‌109.
9 . كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، باب 33، صص351 و 352، ح 49.
9 . همان، صص342 و 343، ح 24.
10 . ر.ك: همان، باب 45، ص‌512، ح 43.
11 . همان، ج 2، ص‌384.

 

نوشتن نظر