انتظار

بشريت سال‌ها است كه در آرزويي بس بزرگ بي قرار است. توده‌هاي مواج و عظيم انساني هر كدام به فراخور حال و مجال دين خويش در انتظار تشكيل آرمان شهري دنيايي مي‌باشند؛ جهان شهري كه عدالت، رهيدگي از بند اسارت‌ها و دلبستگي شيرين معنوي چاشني آن باشد. از اين رو اعتقاد به آخرالزمان و ظهور منجي و اصلاح گر توانمند و بزرگ جهاني از آرمان‌هاي مشترك تمام اديان و مذاهب زنده دنيا به شمار مي‌رود. اما اين مساله در مذهب شيعه به گونه‌اي متمايز مطرح است.

لطفعلى محمديان‏
زمان عجيبى است! غربت ازدر و ديوار مى‏ بارد. نمى‏ دانم چرا وقتى به اين زمان فكر مى‏ كنم كوفه در ذهنم تداعى مى‏ شود. كوفه را نديده‏ ام و شايد تا آخر عمرم هم نبينم، امّا، با مذلّت خاك و خاكيان آشنايم. بر حال خودم و هم‏نوعانم افسوس مى‏ خورم؛ چراكه داريم بسرعت از همديگر دور مى‏ شويم و روز به روز فاصله ما بيشتر مى‏ شود. در عين اينكه از همديگرجدا مى‏ شويم، نسبت به خودمان نيز داريم غريبه مى‏ شويم. داريم خودمان را نيز فراموش مى‏ كنيم. هروقت كه ندايى از درون به ما نهيب مى‏ زند كه برگرد! راه گم كرده‏ اى! دارى به بيراهه مى‏ روى! ما نيز بر او نهيب مى‏ زنيم كه خاموش!

مسأله انتظار فرج و منجی عالم، اختصاص به تشیّع ندارد و معتقدین به ادیان مختلف هر کدام به نحوی منتظر منجی موعودی بوده و نگاه خاصی به این مسأله دارند. ولی آنچه اکنون درصدد بیان آن هستیم، بررسی دیدگاه های مختلف شیعیان نسبت به مسأله انتظار فرج موفور السرور قطب دایره امکان حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله فرجه الشریف می باشد.

انتظار بدون عنصر پايدارى و شكيبايى و صبر در برابر مشكلات ، پوسته اى است بدون مغز و قالبى است بى محتوا، و در حقيقت انتظار نيست ، روح و جوهر اصلى انتظار، مقاومت و صبر است ...
کسى كه منتظر تحقق يافتن هدف آرمانى است بايد تا فرا رسيدن زمان پيدايى هدف و شكل گرفتن آرمان ، پايدارى و شكيبايى كند، و تاب و توان از دست ندهد، و هر ناملائمى را در آن راه با بردبارى بپذيرد. و چون صبر و پايدارى را از دست داد و بى شكيب گرديد، و تاب و توان بر زمين نهاد، انتظار را نيز از دست داده است، زيرا كه پايدارى و صبر، تحقق بخش جوهر انتظار است . از اين رو، همواره خصلت الهى و حياتى انتظار با صبر و پايدارى قرين گشته است .

بهروری انسان ها در زمان غیبت امام زمان (علیه السلام ) به گونه ای است که منتظران واقعی را به ارزشی میرساند که امام صادق (علیه السلام ) فرمودند: مانند کسی هستند که به همراه حجت در خیمه آن حضرت آماده به خدمت باشند ،آنگاه حضرت صادق (علیه السلام) پس از تأملی سربلند کردند وفرمودند : اومانند کسی هست که به همراه رسول الله (صلی الله وعلیه وآله )بوده است (2)آماده بودن برای انتظار وسعت درونی وسعه صدر می خواهد که به هر کسی تعلق نمی گیرد واگر انتظار با وسعت درونی همراه بود

هيچ لزومي ندارد كه ما حتماً از زبان امام زمان(ع) بشنويم كه ايشان از چه رفتار و گفتاري، خشنود و از چه رفتار و گفتاري، ناخشنود مي‏شود؛ بلکه با مراجعه به سخنان ديگر امامان(ع) به خوبي مي‌توان به ويژگي‌­هاي اخلاقي مورد نظر امام مهدي(ع) پي برد. براي نمونه با مراجعه به دعايي مانند «دعاي مکارم الاخلاق» كه از امام سجّاد(ع) نقل شده است، مي‏توانيم پي ببريم كه امام زمان(عج) از ما چه مي‏خواهد و چه كاري را مي‏پسندد.

«فرهنگ عاشورا» ، پیوندی عمیق و ارتباطی ناگسستنی با «فرهنگ انتظار» دارد. واقعه عاشورا، زمینه ساز و مقدمه ظهور امام عصر (عج) است و معارف و حکمت های جاودان آن، در «ظهور مهدی موعود» متجلی است. با بررسی و دقت، در حدیث قدسی «زیارت عاشورا» و «زیارات مربوط به امام زمان (عج)، در می یابیم که «نینوا» ، معبر «انتظاراست »

شعر پارسى اقيانوس بيكرانه‏‌اى است و در اين گستره عظيم و پهناور كيست كه با نام (خواجه شمس‏‌الدين محمد شيرازى‏) متخلص به (حافظ) بيگانه باشد كه نداى ملكوتى (لسان الغيب) قرنهاست در زير اين گنبد نيلى طنين انداز است و يار رندان و صاحبدلان .آتشى كه اين رند پشمينه‏ پوش در سده هشتم هجرى برافروخت گويى خاكستر نمى ‏شناسد . گذشت زمان هيچ‏گاه نتوانست از روشنايى و حرارت آن بكاهد و غبار فراموشى بر چهره آن بنشاند.

انتظار، به معناي ترقب و توقع، چيزي را چشم داشتن و نيز به معناي چشم به‌راه داشتن به‌كار رفته است.[2] انتظار در اصطلاح، به معناي فرجام انديشي[3] و چشم به راه آمدن فردايي بس روشن و اميد بخش به‌كار مي‌رود. در مفهوم انتظار اصطلاحي ـ چه انتظار منجي به صورت عام يا انتظار مهدي عجل الله تعالي فرجه به صورت خاص ـ چهار عنصر اساسي نقش دارد كه عبارتند از: