ولادت حضرت مهدی(عج) در منابع اهل سنّت
موقعیت شما: مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»امام مهدی (ع)»بحث در وجود حضرت مهدی(ع)»ولادت حضرت مهدی(عج) در منابع اهل سنّت

ولادت حضرت مهدی(عج) در منابع اهل سنّت

جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰۵:۱۸
امتیاز این گزینه
(1 رای)

سیّدعلی اکبر قرشی
در این گفتار، ولادت مهدی موعود(ع) از کتب بزرگان اهل سنّت نقل می شود و در همه آنها خواهیم دید که او پسر بلافصل حضرت امام حسن عسکری صلوات اللّه علیه - است. و نیز خواهیم دید که عده ای از آنان پس از نقل ولادت آن حضرت می گویند: او همان مهدی منتظر از نظر امامیه است و یا می گویند: او امام دوازدهم از نظر شیعه است

 

ولی این سخن در مطلب ما نقصی به وجود نخواهد آورد؛ زیرا در فصل گذشته اثبات کرده ایم که خودشان از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نقل کرده اند که به امام حسین(ع) فرمود: «... اَنْتَ اَبُو ائِمَّهِ تِسْعَهٍ، تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ».

اینک کلمات بزرگان اهل سنّت را از کتابهای معروفشان نقل می نماییم:

1 - عزّالدین ابن اثیر(متوفای 630) درحوادث سال 260 هجری می نویسد:
«وَفِیها تُوُفِّی اَبُو مُحَمَّدٍ الْعَلَوی الْعَسْکَرِی وَهُوَ اَحَدُ اْلاَئِمَّهِ اْلاِثْنَی عَشَرَ عَلَی مَذْهَبِ اْلاِمامِیهِ وَ هُوَ والِدُ مُحَمَّدٍ [1] الَّذِی یعْتَقِدُونَهُ الْمُنْتَظَرَ بِسِرْدابِ سامِرّاءَ وَکانَ مَوْلِدُهُ سَنَهَ اِثْنتَینِ وَثَلاثِینَ وَمِأَتَینِ». [2] .
«از جمله حوادث سال 260 آن بود که در آن ابومحمَّد عسکری (امام حسن عسکری(ع)) وفات یافت و او یکی از امامان دوازده گانه به عقیده شیعه است که ولادتش در سال 232 بود و او پدر محمَّد است که شیعه او را «منتظر» نامند».
این مورخ مشهور به ولادت حضرت مهدی(ع) تصریح می کند و او و پدرش را به عقیده شیعه از امامان دوازده گانه و منتظر می نامد و این هر دو را به شیعه نسبت می دهد. ولی روایات فصل گذشته نشان می دهد که عقیده اهل سنّت نیز در واقع چنین است و گر نه برای آنهمه احادیثی که تصریح به نامهای امامان دوازده گانه می کند و یا حدیث «اَوَّلُهُمْ عَلِی وَ آخِرُهُمْ الْمَهْدِی» و امثال آنها چه محملی می توان پیدا کرد؟

2 - عمادالدین ابوالفداء اسماعیل بن نورالدین شافعی (متوفای 732) می گوید: علی هادی (امام دهم(ع)) در سال 254 هجری در سامرّا وفات یافت، او پدر حسن عسکری است و حسن عسکری، یازدهمین امام از ائمه دوازده گانه است و او حسن فرزند علی زکی، فرزند محمد جواد، فرزند علی الرضا، فرزند موسی الکاظم، فرزند جعفر الصادق، فرزند محمد الباقر، فرزند علی زین العابدین، فرزند حسین، فرزند علی بن ابی طالب است که ذکرش گذشت - رضی اللّه عنهم اجمعین - ولادت حسن عسکری در سال 230 بود و در ربیع الاوّل سال 260... در «سرّ من رای» از دنیا رفت و در کنار قبر پدرش علی زکی به خاک سپرده شد. بعد اضافه می کند:

«وَالْحَسَنُ الْعَسْکَری الْمَذْکُورُ هُوَ والِدُ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَظَرِ صاحِبِ السِّرْدابِ وَمُحَمَّد الْمُنْتَظَرُ الْمَذْکُورُ هُوَ ثانِی عَشَرَ الاَئِمَّهِ اْلاِثْنَی عَشَرَ عَلَی رأَی الاِمامِیهِ وَیقالُ لَهُ الْقائِمُ وَالْمُنْتَظَرُ وَالْمَهْدِی وَالْحُجَّهُ، وَوُلِدَ الْمُنْتَظَرُ الْمَذْکُورُ فِی سَنَهِ خَمْسٍ وَ خَمْسِینَ وَ مأَتینِ...». [3]
«حسن عسکری نامبرده پدر محمَّد منتظر صاحب سرداب است و به عقیده امامیه او امام دوازدهم می باشد او را «قائم»، «مهدی» و «حجّت» نامند و در سال 255 هجری متولد شده است».

این مورخ مشهور نیز ولادت امام زمان(ع) را محقق دانسته و او را دوازدهمین امام به عقیده شیعه گفته است ولی دلایل گذشته اثبات کرد که به عقیده اهل سنّت نیز چنین است. منتها دوران تاریک بنی امیه و بنی عبّاس و قبل از آن نگذاشته است آنچه در کتابها نوشته شده بر زبانها و آشکارا جاری شود تا آنکه ذکر مهدی(ع) به نسیان کشیده نشود.

اما جریان «صاحب السرداب» که در بیان هر دو مورخ فوق گذشت و در کلمات دیگران نیز خواهد آمد، لازم است در این رابطه توضیحی بدهیم:
در خانه حضرت امام علی النقی(ع) سردابی بود که آن حضرت و امام حسن عسکری علیهماالسلام در آن عبادت می کردند اکنون نیز آن سرداب در صحن عسکریین علیهماالسّلام باقی است و شیعیان به زیارت آن می روند. آنجا فقط به علت معبد امامان بودن، مقدّس بود و مقدس است، شیعه عقیده ندارد که امام زمان(ع) در آن غایب شده و از آنجا ظهور خواهد کرد و این به غلط مشهور شده است؛ چنانکه بزرگان شیعه بر این مطلب تصریح کرده اند. اگر منظور صاحب کتابها از «صاحب السرداب» این سخن باشد قطعاً نادرست است.
باز همین مورخ در ص 49، ج 2 تاریخ خود ضمن بیان حالات معتمد عبّاسی و حوادث سال 260 هجری در بیان رحلت امام عسکری(ع) به ولادت مهدی موعود(ع) تصریح کرده، چنین می گوید:

«وَفِیها تُوُفِّی الْحَسَنُ بْنُ عَلِی بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی بْنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ بْنِ عَلِی بْنِ أَبِی طالِبٍ رَضِی اللّهُ عَنْهُ وَهُوَ الْمَعْرُوفُ بِالْعَسْکَری وَهُوَ اَحَدُ أَئِمَّهِ اْلاِثْنَی عَشَرَ عَلَی مَذْهَبِ اْلاِمامِیهِ وَهُوَ والِدُ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَظَرِ مِنْ سِرْدابِ سُرَّ مَنْ رأَی عَلَی زَعْمِهِمْ وَکانَ مَوْلِدُهُ سَنَهَ اِثْنَتَینِ وَثَلاثِینَ وَمأَتَینِ حَسْبَما تَقَدَّمَ ذِکْرُهُ فِی سَنَهِ اَرْبَعٍ وَ خَمْسِینَ وَ مأَتَینِ»:
«همان سال حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب - رضی اللّه عنهم - معروف به عسکری وفات یافت، و او یکی از ائمّه اثناعشر - بنا بر مذهب امامیه - می باشد و به اعتقاد آنها پدر محمد که انتظار ظهور او را از سرداب سامرّا دارند می باشد و ولادت او بنا بر آنچه در سال 254 ذکرش گذشت، سال 232 بوده است».
باز در اینجا می بینیم که دوازده امام را نام می برد و پس از نقل رحلت حضرت عسکری(ع) می گوید: او والد محمَّد منتظر است و اینکه می گوید:«علی مذهب الامامیه» در پاسخ گفتیم که در مذهب اهل سنّت نیز چنین است.

3. مسعودی، ابی الحسن علی بن الحسین (متوفای 346) رحلت حضرت عسکری(ع) را از حوادث سال 260 هجری گفته و به ولادت امام زمان(ع) تصریح کرده و عین کلمات وی چنین است:
«وَ فِی سَنَهِ سِتِّینَ وَ مأَتَینِ قُبِضَ اَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی بْنِ مُوسی بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ بْنِ عَلِی بْنِ اَبِی طالِبٍ علیهم السّلام فِی خِلافَهِ الْمُعْتَمَدِ وَهُوَ اِبْنُ تِسْعٍ وَ عِشْرِین سَنَهً وَهُوَ اَبُو الْمَهْدِی الْمُنْتَظَرِ وَاْلاِمامِ الْثّانِی عَشَرَ عِنْدَ الْقَطْعِیهِ مِنْ الاِمامِیهِ وَهُمْ جُمْهُورُ الْشِیعَهِ». 4
«در سال 260 هجری ابو محمَّد حسن عسکری... از دنیا رفت و او 29 سال داشت و او پدر مهدی منتظر و امام دوازدهم نزد شیعه امامیه است».
نا گفته نماند که شیعه، مسعودی را شیعه می داند و اهل سنّت در عقیده اهل سنّت. حاج خلیفه در کشف الظنون راجع به کتاب او سخن گفته است. به هر حال، سخن او در نظر شیعه و اهل سنّت هر دو معتبر می باشد. در اینجا بیشتر از این مجال بسط مقال نیست. به هر حال، این مورخ معتبر نیز ولادت امام عصر(ع) را مسلّم و قطعی می داند.

ابن حجر هیثمی مکّی شافعی (متوفای 974 هجری) در صواعق محرقه حالات امامان علیهم السّلام را نقل کرده و چون به امام حسن عسکری(ع) می رسد، چنین می نویسد:
«ماتَ بِسُرَّ مَنْ رَأَی وَ دُفِنَ عِنْدَ اَبِیهِ وَ عَمِّهِ وَ عُمُرُهُ ثَمانِیهٌ وَعِشْرُونَ سَنَهً وَیقالَ: اِنَّهُ سُمَّ اَیضاً وَلَمْ یخْلِفْ غَیرَ وَلَدِهِ اَبِی الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ الْحُجَّهِ وَعُمُرُهُ عِنْدَ وَفاهِ اَبِیهِ خَمْسُ سِنِینَ لکِنْ آتاهُ اللّه فِیهاَ الْحِکْمَهَ وَیسَمی الْقاسِمُ (الْقائِمُ) الْمُنْتَظَرُ».
«امام عسکری(ع) در «سامرّا» وفات یافت و نزد پدر و عمویش دفن گردید، عمرش به وقت رحلت 28 سال بود، به قولی او را مسموم کردند و از خودش فرزندی جز ابوالقاسم محمَّد حجّت را باقی نگذاشت، عمر او به وقت وفات پدرش پنج سال بود لیکن خدا در آن کمی سنّ به وی حکمت امامت را عطا کرده بود».5

با توجه به مطالب گذشته لازم است در اینجا به چند نکته اشاره کنیم:
اوّل: چنانکه در فصل اوّل گذشت ابن حجر مکّی از کسانی است که به تواتر، حدیث «یکون بعدی اثنا عشر خلیفه کلّهم من قریش» اقرار کرده است ولی در تعیین آن دوازده نفر، کار به جایی نبرده و نتوانسته است مصداق آنان را بیان نماید با آنکه عملاً حالات علی(ع) و یازده فرزندش را مفصلاً بیان کرده است!
دوّم: ظاهراً در عبارت «عند ابیه و عمّه» به جای «عمّه» «عمته» باشد؛ زیرا در «سامرّا» چهار بزرگوار در کنار هم دفن شده اند: امام هادی، امام عسکری، نرجس خاتون، مادر مهدی موعود و حکیمه دختر امام جواد و عمّه امام حسن عسکری علیهم السّلام و در آنجا کسی به نام عموی آن حضرت وجود ندارد.
سوّم: اینکه در باره مهدی(ع) گفته: «لکن آتاه اللّه فیها الحکمه» ابن حجر به امامت امام زمان(ع) اقرار کرده است؛ چنانکه در باره حضرت یحیی آمده است: (... وَاتَیناهُ الْحُکْمَ صَبِیاً) 6 و حضرت عیسی(ع) در گهواره فرموده است: (... اِنِّی عَبْدُاللّه اتانِی الْکِتابَ وَجَعَلَنِی نَبِیاً) 7 به هر حال، ایشان قطع نظر از ولادت حضرت مهدی(ع) به امامت وی نیز اشاره کرده است و شاید چیزهایی هم در مغزش بوده که محیط، اجازه گفتن به او را نداده است واللّه اعلم.

4. ابن صبّاغ، نورالدین علی بن محمَّد بن صبّاغ مالکی (متوفای 855) در باره حضرت عسکری(ع) می گوید:
«وَکانَتْ مُدَّهُ اِمامَتِهِ سَنَتَینِ... وَ خَلَّفَ اَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ مِنَ الْوَلَدِ اِبْنَهُ الْحُجَّهَ الْقائِمَ الْمُنْتَظَرَ لِدَوْلَهِ الْحَقِّ وَکانَ قَدْ اَخْفی مَوْلِدَهُ وَ سَتَرَ اَمْرَهُ لِصُعُوبَهِ الْوَقْتِ وَخَوْفِ الْسُّلْطانِ وَ تَطلُّبِهِ للشِّیعَهِ وَالْقَبْضِ عَلَیهِمْ». 8
«مدت امامت امام حسن عسکری دو سال بود... و او بعد از خودش، فرزندش حجّت قائم را باقی گذاشت که برای حکومت حق، انتظارش کشیده می شود، پدرش ولادت او را مخفی نگاه داشته و جریانش را مستور کرده بود و آن به علت سختی کار و خوف از سلطان وقت بود که شیعه را جستجو کرده و آنان را بازداشت می نمود».

ابن صبّاغ نسب، ولادت و مادر آن حضرت را نیز مطرح کرده، چنین می گوید:
«وُلِدَ اَبُو الْقاسِمِ مُحَمَّدٌ الْحُجَّهُ بْنُ الْحَسَنِ الْخالِصِ بِسُرَّ مَنْ رَأَی لَیلَهَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبانَ سَنَهَ خَمْسٍ وَخَمْسِینَ وَمأَتَینِ لِلْهِجْرَهِ وَأَمّا نَسَبُهُ فَهُوَ اَبُوالْقاسِمِ مُحَمَّدٌ الْحُجَّهُ بْنُ الْحَسَنِ الْخالِصِ بْنِ عَلِی الْهادِی بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوادِ...».9
«ابوالقاسم محمد حجت، پسر حسن خالص در سامرا نیمه شعبان سال 255 هجری به دنیا آمد. اما نسبش: او ابوالقاسم «م ح م د» حجّت فرزند حسن خالص فرزند علی هادی، فرزند محمَّد جواد، فرزند علی الرضا، فرزند موسی کاظم، فرزند جعفر صادق، فرزند محمَّد باقر، فرزند علی زین العابدین، فرزند حسین بن علی بن ابی طالب است. مادرش کنیزی است به نام نرجس بهترین کنیز،نام او را غیر ازاین نیز گفته اند، کنیه اش ابوالقاسم، لقبش حجّت، مهدی،خلف صالح، قائم، منتظر، صاحب الزمان و مشهورترین آنان همان «مهدی»است».
بدین طریق می بینیم که ابن صبّاغ هم به ولادت آن حضرت اشاره کرده و هم امامت او و امام دوازدهم بودنش را بیان نموده است.

5. قرمانی، ابو العباس احمد بن یوسف دمشقی (متوفای 1019 هجری) می گوید:
«اَلْفَصْلُ الْحادِی عَشَرَ فِی ذِکْرِ الْخَلَفِ الْصّالِحِ اَلاِْمام أبِی الْقاسِمِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْعَسْکَرِی رَضِی اللّه عَنْهُ وَکانَ عُمْرُهُ عِنْدَ وَفاهِ اَبِیهِ خَمْسَ سِنِینَ آتاهُ اللّه فِیهاَ الْحِکْمَهَ کَما اُوتِیها یحْیی(ع) صَبِیاً وَکانَ مَرْبُوعَ الْقامَهِ حَسَنَ الْوَجْهِ وَالشَّعْرِ، اَقْنَی اْلاَنْفِ اَجْلَی الْجَبْهَهِ». 10
«فصل یازدهم کتاب در بیان حال خلف صالح امام ابی القاسم «م ح م د» فرزند حسن عسکری است که عمرش به وقت وفات پدرش پنج سال بود، ولی خدا به وی حکمت (و امامت) عطا فرمود چنانکه به یحیی(ع) داده شد، او متوسط القامه، زیبا موی، زیبا بینی 11 ، و گشاده پیشانی است».
معلوم می شود که مسأله به قدری واضح، حتمی و یقینی بوده که این مورخ حتی به ذکر قیافه و شمایل مبارک آن حضرت نیز پرداخته است و ولادت وی را از حتمیات دانسته و با جمله «الخلف الصالح الامام» از آن هیچ دغدغه می گویند: «وهو الامام المنتظر» سبحان اللّه! حیف که خلافت امویان و عبّاسیان و غیره مانع ترویج این حقایق شد.

6. حافظ، ابو عبداللّه محمد بن یوسف کنجی شافعی (متوفای 658 هجری) مانند دیگران رحلت حضرت عسکری و ولادت حضرت مهدی را بیان کرده و او را امام منتظر نامیده است، اینک عین کلام او را نقل می کنیم:

«وَ قُبِضَ (الْعَسْکَری عَلَیهِ السَّلامْ) یوْمَ الْجُمُعَهِ لِثَمانٍ خَلَوْنَ مِنْ رَبِیعِ اْلاَوَّلِ سَنَهَ سِتِّینَ وَ مأَتَینِ وَلَهُ یوْمَئِذٍ ثَمانٌ وَ عِشْرُونَ سَنَهً بِسُرَّ مَنْ رَأَی وَ دُفِنَ فِی الْبَیتِ الَّذِی دُفِنَ فِیهِ اَبُوهُ وَ خَلَّفَ اِبْنَهُ وَهُوَ اْلاِمامُ الْمُنْتَظَرُ وَنَخْتِمُ الْکِتابَ وَ نَرِدُهُ مُنْفَرِداً».12
«امام عسکری - صلوات اللّه علیه - روز جمعه هشتم ربیع الاوَّل در سال 260 در سامرّا از دنیا رفت و در خانه ای که پدرش دفن شده بود دفن گردید پسرش را بعد از خود گذاشت و اوست امام منتظر، کتاب کفایه الطالب را در اینجا تمام کرده و حالات امام منتظر را در کتابی مخصوص می نگاریم».
ناگفته نماند که: این عالم، کتاب کفایه الطالب فی المناقب را در حالات حضرت عسکری - صلوات اللّه علیه - تمام کرده، آن وقت حالات حضرت مهدی علیه السّلام را در کتابی به نام:«البیان فی اخبار صاحب الزمان» نوشته است. حاج خلیفه در کشف الظنون13 می گوید: «البیان فی اخبار صاحب الزمان للشیخ ابی عبداللّه محمد بن یوسف الکنجی المتوفی سنه 658» بنابراین، در نسبت این کتاب به او شکی نیست.
البته جای بسیار دقت است که این حافظ مشهور به طور ارسال مسلّم می گوید: «وهو الامام المنتظر»، خدایا! مطلب در نزد این علما چقدر روشن و واضح و آشکار بوده که بدون هیچ دغدغه می گویند: «وهو الامام المنتظر» سبحان اللّه! حیف که خلافت امویان و عبّاسیان و غیره مانع ترویج این حقایق شد.

8 - شبراوی، عبداللّه بن محمد بن عامر شبراوی مصری شافعی (متوفای 1172 هجری) مانند دیگر مورخین و محدّثین رحلت امام عسکری و ولادت امام مهدی علیهماالسّلام را چنین ذکر می کند:

«اَلثّانِی عَشَرَ مِنَ اْلاَئِمَّهِ اَبُوالْقاسِمِ مُحَمَّدٌ الْحُجَّهُ اْلاِمامُ قِیلَ هُوَ الْمَهْدِی الْمُنْتَظَرُ، وُلِدَ اْلاِمامُ مُحَمَّدٌ الْحُجَّهُ اِبْنُ اْلاِمامِ الْحَسَنِ الْخالِصِ رَضِی اللّه عَنْهُ بِسُرَّ مَنْ رأَی لَیلَهَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبانَ سَنَهَ خَمْسٍ وَ خَمْسِینَ وَ مأَتَینِ قَبْلَ مَوْتِ أَبِیهِ بِخَمْسِ سِنینَ وَکانَ اَبُوهُ قَدْ اَخْفاهُ حِینَ وُلِدَ وَ سَتَرَ اَمْرَهُ لِصُعُوبَهِ الْوَقْتِ وَ خَوْفِهِ مِنْ الْخُلَفاء... وَکانَ اْلاِمامُ مُحَمَّدٌ الْحُجَّهُ یلَقَّبُ اَیضاً بِالْمَهْدِی وَالْقائِمِ وَالْمُنْتَظَرِ وَالْخَلَفِ الصّالِحِ وَصاحِبِ الزَّمانِ وَاَشْهَرُها الْمَهْدِی وَلِذلِکَ ذَهَبَتِ الشِّیعَهُ: اَنَّهُ الّذِی صَحَّتِ اْلاَحادِیثُ بِأنَّهُ یظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمانِ وَاَنَّهُ مَوْجُودٌ فِی السِّرْدابِ». 14
«دوازدهمین امام ابوالقاسم «م ح م د» حجّت است، گویند: مهدی منتظر، اوست. امام «م ح م د» حجّت پسر امام حسن خالص در شب نیمه شعبان سال 255، پنج سال پیش از وفات پدرش به دنیا آمد، پدرش ولادت او را به علت دشواری وقت و ترس از خلفا... مخفی نگاه داشته بود، امام «م ح م د» حجّت، لقبش مهدی، قائم، منتظر، خلف صالح، صاحب الزمان بود، اشهر القابش همان «مهدی» است. لذا شیعه معتقد شده است او همان است که احادیث صحیحه می گویند در آخرالزمان ظهور خواهد کرد و او در «سرداب» موجود است».

در اینجا سه نکته را یادآور می شویم:

اوَّل: جریان سرداب را در گذشته گفتیم که سرداب قداستش فقط به علت معبد بودن است و عسکریین علیهماالسّلام در آن عبادت می کردند و امام زمان(ع) نه در سرداب غایب شده و نه در سرداب است و نه از آن ظهور خواهد کرد و این به غلط مشهور شده است.

دوّم: اینکه می گویند: «شیعه به مهدی موعود بودن او معتقد شده است» گفته شد که دلایل اهل سنّت نیز او را مهدی موعود می دانند، چنانکه در فصل قبلی نقل گردید.

سوّم: در کلام شبراوی و دیگران گذشت که امام حسن عسکری(ع) ولادت پسرش را از خوف خلفا مخفی نگاه داشته بود، می گوییم چرا مخفی نگاه داشته بود، چرا ولادت یک نفر را مخفی نگاه دارند و چرا از خلفا بترسند؟ این نیست مگر به جهت آنکه معلوم شده بود که مهدی موعود فرزند حسن عسکری علیهماالسّلام است والاّ علّتی نبود که وی را مخفی نگاه دارد.

9. ابن عماد، عبدالحی بن احمد دمشقی حنبلی (متوفای 1089 هجری) در حوادث سال 260 هجری می گوید:
«وَفِیها تُوُفِّی الْحَسَنُ بْنُ عَلِی بْنِ الْجَوادِ بْنِ عَلِی الرِّضاَ بْنِ مُوسَی الْکاظِمِ بْنِ جَعْفَرٍ الْصّادِقِ الْعَلَوی الْحُسَینِی، اَحَدُ الاِْثْنَی عَشَرَ الَّذِینَ تَعْتَقِدُ الرّافِضَهُ فِیهِمُ الْعِصْمَهَ وَهُوَ والِدُ الْمُنْتَظَرِ مُحَمَّدٍ صاحِبِ السِّرْدابِ». 15
«و در آن سال حسن بن علی بن جواد بن علی الرضا بن موسی کاظم بن جعفر صادق علوی حسینی وفات یافت، او یکی از دوازده نفری است که شیعه به عصمت آنان اعتقاد دارد و او پدر «محمَّد منتظر» صاحب سرداب می باشد».
به نظر می آید این مورخ و محدّث، چنانکه از کلماتش پیداست از نقل جریان اکراه دارد ولی به ناچار ولادت حضرت مهدی(ع) را و اینکه او فرزند حسن عسکری(ع) است اقرار و گواهی می دهد، و ای کاش! ایشان دلایل گذشته را به نظر می آورد و شاید در نظر داشته و مغلوب جوّ موجود شده است.

10 - عبداللّه بسمل راجع به ولادت حضرت مهدی(ع) چنین می گوید:
«اَلاِمامُ الْمَهْدِی اِسْمُهُ مُحَمَّدٌ کُنْیتُهُ اَبُوالْقاسِمِ، لَقَبُهُ الْحُجَّهُ وَالْمَهْدِی وَالْخَلَفُ الصّالِحُ وَالْقائِمُ وَالْمُنْتَظَرُ وَصاحِبُ الزَّمانِ وَعُمْرُهُ عِنْدَ وَفاهِ اَبِیهِ خَمْسُ سِنینَ لکِنْ آتاهُ اللّهُ فِیهَا الْحِکْمَهَ».16
«اسم امام مهدی «محمَّد» و کنیه اش ابوالقاسم است، لقبش حجّت، مهدی، خلف صالح، قائم، منتظر و صاحب الزمان می باشد و در هنگام وفات پدرش پنج سال داشت، لکن در همان سن کم، خداوند به او حکمت عطا فرمود».
این سخن نظیر سخنان قبل است، ولادت حضرت، نزد صاحب کتاب، یقینی بوده و از عباراتش کاملاً معلوم می شود که آن حضرت را امام و فرزند بلافصل حضرت عسکری(ع) می داند و جمله «لکِنْ آتاهُ اللّهُ فِیهاَ الْحِکْمَهِ»
خداوند در آن پنج سالگی به او حکمت عطا کرده بود نظیر (... وَآتَیناهُ الْحُکْمَ صَبِیاً) 17 که در باره حضرت یحیی(ع) است قسم به عمرم که این عالم با این بیان، امامت آن حضرت را قبول کرده است. چه بیانی بالاتر از این می خواهیم؟!
آنچه گذشت تنها بخشی از کتابهای بزرگان اهل سنّت بود که در آنها به ولادت حضرت مهدی(ع) تصریح شده است و در ده ها کتاب دیگر از اهل سنّت نیز بر این مطلب تصریح شده است که به جهت رعایت اختصار در اینجا از ذکر آنها خودداری می‌کنیم و علاقه مندان به آشنایی بیشتر با منابه اهل سنّت در این زمینه را به کتاب «اتفاق در مهدی موعود» از همین نگارنده ارجاع می دهیم.

پی نوشتها:
1. ناگفته نماند که: نام امام زمان علیه السّلام که «م ح م د» است، صدوق و دیگر علما فرموده اند در زمان غیبت، ذکر نام صریحش حرام است، مرحوم شیخ بهائی و مرحوم سید محسن امین آن را جایز دانسته اند ولی ما ناچاریم در نقل کتب اهل سنّت گفته آنها را بیاوریم.
2. تاریخ کامل، ج 5، ص 373.
3.  المختصر فی اخبار البشر، معروف به: تاریخ ابوالفداء، ج 2، فصل خلع مستعین عباسی، ص 45.
4. مروج الذهب، ج 2، ص 441 (ضمن احوال معتمد عبّاسی).
5. صواعق محرقه، باب یازده، فصل ثالث، ص 206.
6.  سوره مریم، آیه 12.
7. سوره مریم، آیه 30.
8. الفصول المهمه فی معرفه الائمه، آخر فصل یازدهم، ص 307.
9. همان مأخذ، فصل دوازدهم، ص 310 (در رابطه با امام زمان(ع)
10. اخبارالدول و آثار الاول، ص 117.
11. در لغت آمده: فنی الانف: ارتقع اعلا واحد و دیت وسطه و سبغ طرفه.
12. کفایه الطالب فی المناقب، فصل: فرع فی ذکر الائمه، ص 312.
13. کشف الظنون، باب الباء، ص 263.
14. الاتحاف بحبّ الاشراف، باب خامس، ص 179.
15. شذرات الذهب فی اخبار من قد ذهب، ج 2، ص 141.
16. رجح المطالب، ط هند، ص 471 (به زبان اردو).
17. سوره مریم، آیه 12.

 

برای اطلاعات بیشتر به کتاب موعود اهل سنت منتشر شده در واحد پژوهش موسسه فرهنگی موعودعصر عج مراجعه فرمایید.

 

برای تهیه این کتاب از اینجا ( فروشگاه اینترنتی یاران www.yaranshop.ir) اقدام فرمایید.

نوشتن نظر